خیال را، می خواهم همین طور که هست، بگذارم باشد، توی بخش های آرام گرفته ی ذهنم. شاید یک روز، واقعیت اش را، کشیدم تا سطح ِ لمس شدنی کلمات. نوشتم از خوبی ش، تا یادم بماند، برای روزی که، دنیا دنیاست، من منم، و بودن، محض است، شبیه محضی ِ آسمان ِ بی خیال ِ نیم آفتاب و نیم ابری ِ عجیبی که، وسیع و آرام و دور، هست، آن روبه روم.