تا دیر نشده
بیا برویم بیرون از اینجا
دوربین را بیاورم
تو راه برو بغض که می کنی
برگرد کمی سمت من
می خواهم انعکاس ابرها، بیفتد توی رطوبت نگاهت
و تار باشد مسیر پشت سرت
تا دیر نشده، بیا برویم بنشینیم
روی دو تا سنگ
و با چوب، هیاهویمان را، زیر پایمان، نقاشی کنیم
باد بیاید
و پراکنده اش کند
آنقدر
که دیگر نباشد.
بیا


نوشته: صبا پنجشنبه هفدهم تیر ۱۳۸۹

+

عناوين آخرين نوشته‌ها